December 10, 2011

سپيده دمی بود يا غروب


گاهی آسمان، آن قدر روشن می شود که گویی سپيده دمان است
بعد
گرمه باد غبارينی می وزد 
باران بی قراری می بارد
و آسمان
به يکسره تاريک می شود.

چه قدر تاريکی در خانه ما ريخته است!
...

عنوان و شعر از شمس لنگرودی


2 comments:

  1. من در اين تاريكي
    فكر يك بره روشن هستم
    كه بيايد علف خستگي‌ام را بچرد
    من در اين تاريكي
    امتداد تر بازوهايم را
    زير باراني مي‌بينم
    كه دعاهاي نخستين بشر را تر كرد
    من در اين تاريكي
    در گشودم به چمن‌هاي قديم
    به طلايي‌هايي، كه به ديوار اساطير تماشا كرديم
    من در اين تاريكي
    ريشه‌ها را ديدم
    و براي بته نورس مرگ، آب را معني كردم

    سهراب سپهري:از سبز به سبز

    ReplyDelete
  2. چرا توقف کنم ؟
    راه از میان مویرگهای حیات می گذرد....

    ReplyDelete